محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

22

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

پروردگارا رهايم مكن كه جز به توفيق تو مرا توانى نيست و تو را فضل و منّت است « و توفيقم جز به [ مدد ] خداوند نيست ، بر او توكل ورزيدم و به درگاه او انابه مىكنم » « 5 » . در اين كتاب شيوهء ميانه روى را در سخن در پيش گرفته‌ام كه هر قدر اطناب نيز به كار گيريم اين اطناب در رساندن ما به هدف مقصود و فراز عظمت آنچه درباره‌اش سخن مىگوييم راه به جايى نخواهد برد . براى تحصيل اين مهم تا اندازه‌اى كه در توان داشته‌ايم بذل جهد كرده‌ايم و با اين وجود نيز گاه سخن به درازا كشيده شده است ، هر چند كه با آن اطناب و اطاله نيز نتوانسته‌ايم به كرانه برسيم ؛ چه ، اين فراتر از توان عاجزى چون من است . اين كتاب را به سه بخش تقسيم كرده‌ام : « 6 » بخش اوّل : سخن از زندگى پيامبر ( ص ) از ولادت او كه دربر دارندهء رخدادهايى خارق العاده است تا ديگر مراحل زندگى وى كه سرتاسر نشانه‌هاى حاكى از نبوّت اوست و تا آن مرحله كه خداوند او را به رسالت مبعوث داشت و هم خود و هم ياران نزديكش در راه خدا آزار ديدند و آن حضرت در مقابل هر ناخوشايندى صبر پيشه كرد و ديگران را نيز به پايدارى فراخواند تا زمانى كه هجرت صورت گرفت و در پى آن نخستين شهر اسلامى و حكومت ايمان شكل گرفت . بخش دوّم : دربارهء جهاد آن حضرت ، درهم كوبيدن شرك ، گشودن راه براى پيشرفت و گسترش دعوت اسلامى و از ميان برداشتن موانعى چون سركشى و طغيان ستمگران و آزار مؤمنان از سوى اين جماعت تا بدين‌ترتيب دعوت بتواند راه خود را بىهيچ مانعى ادامه دهد و در آزاد راهى قرار گيرد كه هيچ شرّى پيشرفتش را

--> ( 5 ) - هود / 88 . ( 6 ) - همان‌گونه كه در يادداشت متذكر شده‌ام در اين ترجمه با تقسيم‌بندى و فصل‌بندى ديگرى جز آنچه مؤلّف در اينجا يادآور است مواجه خواهيد بود . - م .